|
وبلاگ شخصی
|

یکشنبه نوروز شروع میشود و این روزهای آخر سال در روستاهای کشور به وِیژه روستاهای شمال ایران شور شوق عجیبی وحود دارد روستاهای سنتی تر مردمانش مشغول آماده کردن و پختن نانها، حلواها، و شیرینی های محلی هستند، غذاها و خوراکیهای سنتی یکی پس از دیگری آماده میشود خورکی هایی با رنگ و بوی اصیل در روستاهای کمتر سنتی، مردم به شدن در تکاپوی خرید هستند، شرینی ها و اجیل ها با پرداخت پول به صورت آماده خرید میشود تا سفرههای عید رو رنگین کند،
حتی زمین هم در تکاپوست، برای رویش های جدید، و حتی خورشید، درختان پرندهها سال نو را دارند جشن میگیرند و در تکاپوی بهاری هستند که در راه است، در آن گوشههای باغها و جنگلها نیز قارچهایی مثل هر سال سر از زمین بیرون میآورند که برای مردم محلی شناخته شده است و سالیان درازی در آن محیطهای جغرافیایی توسط مردم محلی براشت و به مصرف میرسد یکی از قارچ های لذیذ که در برخی نقاط جلگهای گیلان مازندران و در برخی مناطق گرگان میروید نوعی مورال سفید است که به نام های محلی کرکونوسئه (در گیلان) و قارچ دنبالان (در چهلچای و مینودشت استان گلستان) مشهور است و طرفداران بسیاری دارد و افراد بسیاری ساعتها وقت خود را صرف یافتن آن میکنند، این قارچ که کم یاب بوده و مناطق رویشی آن به دلیل توسعه انسانی به شدت محدود شده است در سالهای اخیر به شدت کاهش یافته به همین دلیل شناخت بیشتر آن در جهت تکثیر و پرورشش در دستور کار علاقمندان به این نوع قارچ قرار گرفته است. در ادامه این مطالب مختصری از قارج مورال و نحوه تکثیر آن را با هم مرور میکنیم. امیدوارم این مطلب کمک کند که علاقمندان به این قارچ به تکثیر آن بپردازند، اگر توانستید حتما ما را هم در جریان موفقیتتان قرار دهید.
قارچ مورال Moral
مورال با نام علمی Morchella در اروپا ، آمریکا و حتی ایران دیده می شود . روش کشت صنعتی آن هنوز در دسترس نیست اما تا کنون چندین نفر در مناطق مختلف جهان بصورت انحصاری این قارچ را کشت کرده اند. مورال به 3 رنگ زرد ، سفید و سیاه وجود دارد. که هر کدام شامل چندین گونه است.
زمان رشد آن در طبیعت سه ماه فصل بهار است و در باغ های سیب ، کنار درختان نارون ، بلوط ، تبریزی، و صنوبر رشد می کند. حتی در خاک های شنی و سنگ ریزه نیز دیده می شود. جالب است بدانید در مناطقی از جنگل که آتش سوزی می شود نیز بر روی خاکستر و حتی ذغال مورال رشد می کند.
هاگ (spore) مورال به سرعت رشد می کند و حیف آن تا روزی 10 سانتی متر رشد می کند .
در شرایط نامساعد جوی یک ساختمان زیرزمینی به نام اسکلروت تشکیل می دهد. که کلید تشخیص و پرورش مورال است . اسکلروت به واقع یک توده سلول غیر جنسی مقاوم است که به شکل یک قطعه فلز (بی شکل) یا گردو دیده می شود. در کل قارچهایی که تشکیل اسکلروت می دهند ، تمایل زیادی به خاکزی بودن دارند.
روش طبیعی کشت قارچ مورال :
اسپان خاک اره مورال را تهیه کرده و بستر که شامل مخلوط سولفات کلسیم ،خاکستر و خاک پیت به نسبت 10:5:1 است را با یکدیگر مخلوط کنیم . در قسمتی از باغچه که دور از نور است ، خاک رویی را برداشته در عمق 10 سانتی متری مخلوط بستر را می ریزیم و به حد اشباع با آب غیر کلردار آبیاری می کنیم . سپس بذر را با آن خوب مخلوط می کنیم .
***نکته*** :
برای تشکیل اندام باردهی باید دمای شب را تا 4 درجه و دمای روز بیش از 16 درجه نباشد.
رطوت نسبی محیط در پرورش مورال کمتر از سایر قارچها است .
اگر بهار امسال بذر زنی می کنید در بهار آینده منتظر میوه باشید .
بهترین زمان برداشت قبل از تیره شدن لبه های کلاهک است .
ارزش غذایی :
پروتئین 20 درصد
چربی 4.8 درصد
فیبر 8.7 درصد
کربوهیدرات 64.4 درصد
مزه و شیوه پخت :
مزه مورال بسیار عالی است و کباب آن خوشمزه می باشد. این قارچ را می توان تازه ، خشک و یا به شکل پودر مصرف کرد.
منابع مورد استفاده:
http://www.arianaspawn.com/articles/6-moral-mushroom
با تشکر از خانم: ام هانی رمضانی
و سایت پرورش قارچ آریانا

من از ترانههای صبحگاه یک پرنده دانستم، پرندگان سرزمینم با آمدن بهار عاشق شدهاند، دلهاشان بهاری شده، من از شاخهپر گل باغ دانستم که درختان عاشقند بهار را، این روزها بعضهای زمستانیام سبک شد، بهار آمد و دیگر غم دلهرههای زمستانی پرندگان سرزمینم ازارم نمیدهد، پرندگانی که در سینههاشان عشق میبینم، شور، زندگی، آخرخ من همیشه زندگی را ستودم برای یک پرنده، عشق را ستودم، پرنده برایم پر و بال نیست، یک تن نحیف نیست پرنده برای من عشق است. زندگی است و یک زندگی را و یک عشق را باید ستود، باید عشق ورزید باید دوست داشت باید به ترانههایش گوش داد...نمیبینی چگونه عشق در ترانههای یک پرنده حلول میکند میطراود، در یک صبحگاه، چون شور عشق قلب تو را همزاد میکند متحذمیکند میامیزد با درخت، با بهار، با قلب یک پرنده با همه عشقبازان این سرزمین ....آری ما همه خویشاوندیم، ما همه عاشقیم، بهار فصل مشترک عشقماست.
هیچ پرندهای از عشق نمیگریزد، هیچ پرندهای بهار را دلهره زمستانی ندارد، و من چقدر دلم میخواهد به سان پرندگان بهار را عاشق باشم، و من چقدر دلم میخواهد بهار را ترانه کنم، عشق را ترانه کنم دلهرههای زمستانیام را فراموش کنم و آغوش بگشایم به سوی بهار، به سوی عشق، به سوی شوری که زنده میکند دلها را... شاخهها را... و گلها را...
من امید دارم به بهار، به عشق، به احساسی که حلول میکند، در دل من در دل تو....
آری!
هیچ پرندهای از بهار نمیگریزد، هیچ شاخهای و هیچ گلی از بهار نمیگریزد...پس چگونه میتوان از عشق گریخت... و آغوش نگشود، عشق نورزید و بهار را زندگی نکرد...
ای لالههای سرزمینم
ای بنفشههای کنار جاده
ای شقایق های دشت ها
ای یاس هایی که عطرتان از یادم نمیرود
و ای بادی که از شمال میوزی
عشق را بفشانید
به قلبهاهای زمستانی
قلبهای منجمد
قلبهایی که بهار را فراموش کردهاند
برای رویشی دوباره
تا عشق بورزند
و زمین جای زبیاتری شود
ای پرندگان سرزمینم
بخوایند برای آدمهای این حوالی
بخوانید از عشق، از بهار، از همه زیباییها
حتی اگر زبانتان را نفهمند
بخوانید که همیشه بر عشق
امید هست...
و عشق زنده میکند
همه دلها را
که او را میشنوند...
(همراه با عشق زمسنان 94 با دلی بهاری-بهزاد)

همیشه با آمدن بهار حال عجیبی دارم، قلبم تندتر میزند و احساس میکنم خون در رگهایم سریع تر در جریان است و درون قلبم شوری در حال حلول است
بهار همیشه حالم را بهتر کرد از سالها پیش فهمیدم نه تنها من در بهارم بلکه بهار نیز در من وارد میشود، فهمیدم بهار یک فصل نیست یک حس است که درون آدم وهمه جاندران وارد میشود، حلول میکند، زنده میکند، میرویاند و جانی دوباره میبخشد، بهار دستان نامرئی ذات خداوند است که جهانی را برای شروعی دوباره نوازش میکند و پرتو عشقی را در دلها میفشاند
بهار همان پرتویست که یخها را در کوهساران آب میکند قطره قطره جویباران میپیوندد در درهها سرازیر میشود و به رود میریزد بهار یعنی همان ترانههای شاد پرندگان که حسرت زمستانی در آن نیست همان عشق، عشقی که حلول میکند در دل پرنده، بهار همان حس رویش است در ساقه ها در شاخه ها و حس شکفتن در غنچهها، آری بهار عشق است و من فکر میکنم هر بهار میآید تا عاشق را در زمین بیشتر بگستراند، بیشتر و به زندگی جانی دوباره بخشد زندگی که در من، در تو در هر شاخه درخت در هر قطره شبنم، در هر شعاع خورشید و طنین آواز دل انگیز یک پرنده در دور دست ها جاریست
گاهی فکر میکنم آدم اگر دلش بخواهد میتواند هر بار دوباره بروید، اگر دلش بخواهد میتواند با سمفونی بهار همراه شود، میتواند همچون یک پرنده دلش از دلهرههای زمستانی خالی شود، میتواند همچون یک درخت شکوفه زند، گل دهد و بهار را زندگی کند...
سکوت، سکوت، سکوت...
اندکی سکوت باید کردد
شنید
دید
سمفونی بهار را
ترانه های برندگان را
رویشها را
گلها را
نمیبینی چگونه آرام آرام
با سکوت...
غنچه ها میرویید
عشق حلول میکند
در سکوت بین دو ترانه یک پرنده
در میان شاخساران
نمیبینی چگونه آرام آرام
دشتها پر از شقایق میشود
و لاله آرام آرام
چگونه با سکوت دوباره میروید
بهار هر سال برایمان ترانهها دارد
گلها دارد، عطرها و زلالیو عشق بازیها دارد
اندکی سکوت باید کرد
و پنجره دلها را به سوی باغ بهاری گشود
به سوی عشق
به سوی امید
به سوی همه فردا های خوب
به سوی رویشی دوباره
به سوی زندگی، زندگی، زندگی.....